قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1745
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هفتم از رحلت خير البشر و در سال سيصد هفتم از رحلت ، ميانهء خليفه ، المقتدر باللّه ، و مونس خادم وحشت روى به ازدياد نهاد تا آنكه در پانزدهم محّرم اين سال جميع امرا و اعيان دولت عباسيّه با مونس اتّفاق نموده المقتدر باللّه را از خلافت عزل كردند « 1 » و برادر او ، محمّد بن المعتضد ، را به خلافت نشانيده به القاهر باللّه ملقّب ساختند و ابو على بن مقله را به وزارت او مقرر گردانيدند و خانهء المقتدر باللّه را غارت كردند و از خانهء مادر المقتدر باللّه ششصد هزار دينار كه در موضعى بىخبر دفن كرده بود بيرون آورده به بيت المال نقل كردند و مقتدر را با مادر و خاله و تمامى حرمش از دار الخلافه بيرون آورده به خانهء مونس فرستادند و او را به خلع خود ملجأ ساخته از وى در آن باب خطى گرفتند و اكثر امرا بر آن شهادت نوشته آن مكتوب را به قاضى ابو عمرو محمّد بن يوسف سپردند . چون قاضى راضى به عزل مقتدر نبود آن خط را به هيچ احدى ننمود و در اخفاى آن سعى بليغ فرمود . القصّه ، روز يكشنبه شانزدهم محرّم ، القاهر باللّه بر سرير خلافت متمكّن شد و ابو على بن مقله كه مقتدر منصب وزارت به او داده بود ، در پيش او ايستاده فرمود تا به اطراف ولايات فرامين نوشته عمّال آفاق را به بيعت القاهر باللّه دعوت نمودند . و علىّ بن عيسى را از بند بيرون آوردند و مراتب و مناصب امرايى كه در عزل مقتدر ساعى بودند افزودند . از آن جمله يكى ابو الهيجاى بنى حمدان بود . و نازوك را به حجابت دار الخلافه مقرّر ساختند . اتّفاقا ، در روز دوشنبه هفدهم ماه محرّم عامّهء لشكريان و رجالهء دار الخلافه جمع شده به دار الخلافه درآمدند
--> ( 1 ) . به عقيدهء ابن أثير مونس در خلع مقتدر از خلافت تأثير نداشت . سالاران كه تصميم گرفته بودند او را به متابعت خود مجبور كردند و رأى آنها بر او غلبه كرد ؛ - الكامل ، ج 13 ، ص 238 .